عقود، بر اساس ماده 582 قانون مدنی، به دو دسته لازم و جایز تقسیم می شوند. در عقود لازم، طرفین نمی توانند به طور یک طرفه از آن فسخ کنند و برای فسخ آن، نیاز به رضایت هر دو طرف یا حکم دادگاه است. اما در عقود جایز، هر یک از طرفین می تواند به طور یک طرفه آن را فسخ کند.
یکی از مواردی که قانونگذار برای فسخ عقود لازم پیش بینی کرده است، فریب است. مطابق ماده 584 قانون مدنی، هرگاه یکی از طرفین در معامله، دیگری را به واسطه حیله و تزویر به انعقاد آن ملزم کند، معامله باطل خواهد بود. همچنین، مطابق ماده 585 قانون مدنی، هرگاه یکی از طرفین معامله، دیگری را به واسطه تهدید یا اکراه به انعقاد آن ملزم کند، معامله باطل خواهد بود.
فریب، یکی از عیوب اراده است که می تواند موجب بطلان معامله و فسخ آن شود. برای فسخ معامله به دلیل فریب، باید شرایط خاصی وجود داشته باشد. طرف فریب خورده، باید در اسرع وقت پس از اطلاع از فریب، اقدام به فسخ معامله کند و می تواند خسارات وارده به خود را از طرف فریبنده مطالبه کند.
مهم ترین عناوین این مقاله
- تعریف خیار تدلیس
- شرایط تحقق خیار تدلیس
- خیار تدلیس چه زمانی اعمال می شود؟
- آیا اسقاط خیار تدلیس امکان پذیر است؟

جهت اخذ مشاوره و هماهنگی، آیکون پلتفرم مربوطه را کلیک نمایید
تعریف خیار تدلیس
تدلیس، در لغت به معنای پنهان کردن عیب و نقص کالا از مشتری است. اما در اصطلاح حقوقی، به هر عملیاتی اطلاق می شود که موجب فریب طرف معامله شود. این فریب، می تواند از طریق اظهارات، اعمال یا پنهان کاری انجام شود.
ماده 438 قانون مدنی، تدلیس را به طور کلی چنین تعریف می کند: تدلیس، عبارست از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود
خیار تدلیس، یکی از ابزارهای مهم حمایت از حقوق متعاملین در برابر فریب و غش است. طرف فریب خورده، با استفاده از این خیار، می تواند معامله را فسخ کند و از ضرر و زیان ناشی از فریب جلوگیری کند.

شرایط تحقق خیار تدلیس
برای تحقق خیار تدلیس، باید شرایط زیر وجود داشته باشد:
1. وجود وصف موهوم یا پنهان کردن عیب:
اولین شرط تحقق خیار تدلیس، این است که یکی از طرفین معامله، وصفی را به مال مورد معامله یا ثمن نسبت دهد که در واقع وجود ندارد (وصف موهوم) یا عیبی از مال را پنهان کند.
2. قصد فریب:
دومین شرط تحقق خیار تدلیس، این است که طرفی که وصف موهوم را به مال نسبت داده یا عیب آن را پنهان کرده است، قصد فریب طرف دیگر را داشته باشد. به عبارت دیگر، اقدام او باید با انگیزه فریب و گول زدن طرف مقابل انجام شده باشد.
3. موثر بودن فریب:
سومین شرط تحقق خیار تدلیس، این است که فریب، موثر در انعقاد معامله باشد. یعنی، اگر فریب رخ نمی داد، طرف فریب خورده، معامله را انجام نمی داد.
خیار تدلیس چه زمانی اعمال می شود؟
مطابق ماده 440 قانون مدنی، "خیار تدلیس، بعد از علم به آن، فوری است". یعنی، طرف فریب خورده، باید در اسرع وقت پس از اطلاع از فریب، اقدام به فسخ معامله کند.
فوریت در اعمال خیار تدلیس، یک فوریت عرفی است و به معنای فوری بودن به معنای دقیق کلمه نیست. بلکه، طرف فریب خورده، مهلت معقولی برای فسخ معامله دارد. این مهلت، با توجه به اوضاع و احوال هر مورد خاص، توسط دادگاه تعیین می شود.
برای اعمال خیار تدلیس، طرف فریب خورده، باید مراحل زیر را انجام دهد:
1. اعلام فسخ به طرف مقابل: طرف فریب خورده، باید با ارسال اظهارنامه حقوقی، فسخ معامله را به طرف مقابل اعلام کند.
2. رجوع به دادگاه: در صورت امتناع طرف مقابل از فسخ معامله، طرف فریب خورده، می تواند با طرح دعوی در دادگاه، تقاضای فسخ معامله و استرداد ثمن را بنماید.
با اعمال خیار تدلیس، معامله از ابتدا باطل می شود و گویی هیچ گاه انجام نشده است. طرف فریب خورده، می تواند ثمن پرداختی را از طرف مقابل استرداد کند و در صورت از بین رفتن مال، می تواند معادل آن را از طرف مقابل مطالبه کند.
آیا اسقاط خیار تدلیس امکان پذیر است؟
در خصوص امکان اسقاط خیار تدلیس، بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد. عده ای از حقوقدانان معتقدند که اسقاط این خیار، مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه است و به همین دلیل، امکان پذیر نیست. دلیل این نظریه، این است که اسقاط خیار تدلیس، می تواند زمینه را برای فریب و سوء استفاده از افراد فراهم کند.
در مقابل، عده ای دیگر از حقوقدانان معتقدند که اسقاط خیار تدلیس، مانند سایر خیارات، قابل اسقاط است. دلیل این نظریه، این است که اصل بر آزادی اراده طرفین قرارداد است و آنها می توانند در چارچوب قانون، شروطی را برای معامله خود تعیین کنند.
ماده 448 قانون مدنی، به طور کلی امکان اسقاط خیارات را در ضمن عقد پیش بینی کرده است. اما، در خصوص خیار تدلیس، استثنایی وجود دارد. مطابق ماده 10 قانون مدنی، قراردادهای خصوصی تا زمانی که مخالف صریح قانون نباشند، نافذ هستند. با توجه به این ماده، می توان گفت که اسقاط خیار تدلیس، مخالف صریح قانون (ماده 438 قانون مدنی) است و به همین دلیل، باطل است.
با توجه به نظرات مختلفی که در خصوص امکان اسقاط خیار تدلیس وجود دارد، به نظر می رسد که رویه قضایی، ملاک اصلی برای تعیین تکلیف در این خصوص باشد. در حال حاضر، رویه غالب قضایی، بر عدم امکان اسقاط خیار تدلیس استوار است.
وکیل درتنظیم فسخ ابطال قراردادها
یکی از مهم ترین مباحث حقوقی در قراردادها استفاده از خیارات قانونی است. هر یک از این خیارات کاربرد و شرایط قانونی مختص به خود را دارند و چنانچه شخصی با تکیه بر اطلاعات اندک حقوقی و بدون مشورت با وکیل اقدام به امضا و یا انعقاد قرارداد نماید با مشکل جدی مواجه خواهد شد گروه وکلای حقوق بشر با داشتن وکیل حقوقی، کیفری، تجاری و اداری می تواند در حوره قراردادها کمک رسان شما باشد. همچنین اگر در بستر آنلاین و فضای مجازی قراردادی منعقد نموده اید و دچار خسران یا ضرر و زیان شده اید می توانید با وکیل جرایم اینترنتی گروه وکلای حقوق بشر تماس حاصل نمائیذ. وکیل آنلاین مجموعه در کوتاه ترین زمان پاسخگوی شما خواهد بود.

جهت اخذ مشاوره و هماهنگی، آیکون پلتفرم مربوطه را کلیک نمایید





